محمد الريشهري ( تلخيص غلامعلى )

64

گزيده دانش نامه امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى )

فصل ششم : ضربهء سرنوشت‌ساز در جنگ خندق هنگامى كه بنى نضير از اطراف مدينه رفتند ( گروهى به خيبر و گروهى به شام ) ، سران آنها به تحريك مشركان پرداختند و آنان را به هم‌پيمانى با يهود و فراهم آوردن سپاه از تمام قبايل و حمله به مدينه با يارى يهوديان ترغيب كردند . چنين شد كه سپاهى بزرگ ، متشكّل از ده هزار نفر از تمام مخالفان حكومت نوبنياد پيامبر صلى الله عليه و آله ، گِرد آمد و راهى مدينه شد . از اين رو ، اين نبرد ، عنوان « نبرد احزاب » به خود گرفت . پيامبر صلى الله عليه و آله ، در چگونگى رويارويى با دشمن ، با يارانش به رايزنى پرداخت . سلمان ، پيشنهاد كرد كه در ورودى مدينه ، « خندق » كَنده شود تا دشمن ، زمينگير شود . اين پيشنهاد ، پذيرفته شد و پيامبر صلى الله عليه و آله به يارانش فرمان كَندن خندق را داد و خود نيز براى اين كار ، همكارى نمود . روزى عمرو بن عبد وَد با تنى چند از پيكارجويان و شجاعان پُرآوازهء دشمن ، از خندق گذشتند و در مقابل سپاه اسلام قرار گرفته ، هماورد طلبيدند ؛ ولى كسى پاسخشان نداد . اين درخواست ، بارها تكرار شد . آوازهء عمرو ، همه را ترسانده بود . نَفَس‌ها در سينه حبس بود و كسى فريادهاى مستانهء عمرو را پاسخ نمىداد . پيامبر خدا فرمود : « فردى به پا خيزد و شرّ او را كم كند » . جز على عليه السلام ، كسى برنخاست و چون على عليه السلام در برابر عمرو قرار گرفت ، پيامبر خدا ، آن جملهء جاودانه را فرمود كه :